#به_قلم_خودم عاشق بود… ❤ ❤ مرد عدالت بود… ? پدر بود…?نه فقط برای فرزندانش… پدرنداشتند… آنان که پدر سرپرستشان نبود هیچ نداشتند پدر آنان شد..سرپرست آنان شد یتیمان را میگویم،یتیمان کوفه… ? شب ها برایشان طعام می آورد،قوت… بیشتر »
آرشیو برای: "تیر 1398"
#به_قلم_خودم حالوهوای محرم… باخودم تکرار میکنم… چشماشو بسته، چقدر زیبا خوابیده…میبوسمش، از کنار که میرم باخودم تکرار میکنم تکرار لالایی هارو… همراه بابایی هم قد سقایی همراه بابایی هم قد سقایی طفل شهید من مابین مردایی آی طفل شهید… بیشتر »
#به_قلم_خودم #سیده مداد رنگی،دفتر نقاشی،تراشیدن های الکی،عشق تراشیدن مداد رنگی داشتیم میخواستیم همش نوکش تیز باشه فکر میکردیم اینطوری بهتر رنگ میده.تا یک خورشید می کشیدیم رنگ میکردیم بعدش سریع شروع میکردیم به تراشیدن. یکم که از قدش کوتاه میشد… بیشتر »
#حجاب_چادر_فاطمی #به_قلم_خودم #سیده ی پیر مرد نجار زبر دست، یک میز،باکندکاری زیبایی درست میکنه ،چقدر قشنگه… هرکی این میز قشنگ رو میبینه دلش میخواد یکی ازین ها تو خونش داشته باشه روش قاب عکس بزاره، هفت سین بچینه، آخه خیلی قشنگه. ی بنده خدایی ازین… بیشتر »
#به_قلم_خودم #سیده صدایی بگوشم میخورد چشمانم راکمی باز میکنم به سقف خیره میشوم و دوباره چشمانم را میبندم درجایم جابه جا میشوم دستانم را زیر پتو میبرم بیشتر که دقت میکنم صدای آهنگینی به گوشم میخورد درست است صدای اذان صبح می آید اما… با خودم کلنجار… بیشتر »
سوگند به قلم و آنچه می نویسد #به_قلم_خودم آنچه که از دل برون آید، قلم جاری میکند آنچه زبان نتوان گوید، قلم جاری میکند آنچه دل خواهد، قلم جاری میکند آنچه چه دل داند و نداند، قلم جاری میکند آنچه خواهی ، قلم جاری میکند خدا نوشت راز خود را ما چه آسان… بیشتر »
#به_قلم_خودم #سیده ?شهیدان چه بودند؟? دریایی بی مثال… عمقی بی انتها… کوهی استوار… رخشی تیزپا… آری،آنان بودند که در بی درنگ جان دادن، سر دادن،دست دادن، پا دادن. زندگی دادن، حیات… عمر دادن، هستی… جوانی دادن،… بیشتر »